ابو الفضل مير محمدى زرندى
27
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
كه از كتاب « منبع الحيات » وى نقل شده و قبلا ذكر شد . و نيز ابن عبد ربّه كه ( در كتاب عقد الفريد ، ج 3 ، ص 5 در فصل صناعة الكتاب ) مىنويسد : از جمله اهل اين صنعت ، على بن ابى طالب ( عليه السلام ) است كه با وجود شرف و بزرگى و قرب به پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، وحى را مىنوشت . و نيز مرحوم علامه مجلسى است كه از كتاب بصائر الدرجات از عباس بن معروف از حماد بن عيسى ، از ربعى ، از زراره ، روايت مىكند كه امام باقر ( عليه السلام ) فرمود : جبرئيل ، وحى را در ابتداء به پيغمبر املاء مىنمود و حضرت نيز به على ( عليه السلام ) املاء مىفرمود « 1 » . و همين طور مرحوم ابن شهر آشوب ( در كتاب مناقب ) على ( عليه السلام ) را در زمرهء نويسندگان وحى و غير وحى آورده ، مىنويسد : على بن ابى طالب ( عليه السلام ) وحى و غير وحى را براى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىنوشته است . و نيز ( درج 2 كتاب خود در باب المسابقة الى العلم ) مىنويسد : چرا على ( عليه السلام ) اعلم از همه نباشد در حالى كه در خانه و مسجد ، با پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) همراه بوده و وحى و مسائل را مىنوشت و به فتاواى آن حضرت گوش مىكرد ، و از حضرتش ( در رابطه با مسائل ) سؤال مىكرد و روايت شده كه هر گاه در شب به پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، وحى نازل مىشد پيش از آمدن روز بعد آن را به على ( عليه السلام ) خبر مىداد و هر گاه ، در روز وحى مىآمد تا پيش از آمدن شب على ( عليه السلام ) را مطلع مىساخت . آيت اللّه خوئى ، قدّس سرّه ، حديثى را نقل مىكند كه على ( عليه السلام ) در مقام احتجاج بر جماعتى از مهاجر و انصار فرمود : اى طلحه ، تمام آيههايى كه خداوند متعال بر محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) نازل فرمود ، نزد من موجود است و پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آنها را به من املاء فرموده و من نوشتهام و همين طور تأويل آنها و كليه حلال و حرامها و حدود آنچه را امت تا روز قيامت به آن احتياج پيدا مىكنند نيز نزد من مىباشد . حتى « ارش الخدش » يعنى : ديه خراش جزئى « 2 » . و در تأييد مطلب ، مناسب است امورى را ذكر كنيم : 1 - سليم مىگويد : من در كوفه در محضر على ( عليه السلام ) نشسته بودم و مردم هم در اطراف حضرت جمع شده بودند آنگاه حضرت ، خطاب به آنان فرمود : هر چه را مىخواهيد
--> ( 1 ) بحار ط جديد ، ج 18 ، باب كيفية صدور وحى . ( 2 ) البيان ، فصل صيانة القرآن من التحريف ، ص 182 .